تماس با ما

**مارکوپولو؛ سیاحی که تصویر شرق را به اروپا آورد**

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، بر اساس نقل ایبنا، آناهید خزیر، مارکوپولو نامی شناخته شده در تاریخ ایران است. او به عنوان فردی که دانش عمیق خاور دور را به اروپا معرفی کرد، در میان تاریخ‌نویسان جایگاه ویژه‌ای دارد. «سفرنامه مارکوپولو» توصیف سفر او به ایران و جزیره هرمز در زمان ایلخانان مغول است که از مهم‌ترین آثار جغرافیایی و تاریخی جهان به شمار می‌آید.

رامین گلبانگ، مترجم کتاب «سفرهای مارکوپولو» که در سال 1363 منتشر شد، گفت: «هیجان این کتاب بیشتر می‌شود وقتی بدانیم که برخی منتقدان گزارشات او را تحت عنوان کتابی پر از نیرنگ رد کرده‌اند. با این حال، کاشفان اسپانیایی و پرتغالی به شدت از آن بهره می‌بردند. کریستف کلمب هم از محتوای سفرنامه به خوبی آگاه بود و برخی مفسران آن را بهطور غیرمستقیم در افکارش گنجانده بودند.»

مارکوپولو در سال 1254 در ونیز چشم به جهان گشود و بین سال‌های 1271 تا 1295 میلادی، به همراه پدر و عمویش از جاده ابریشم عبور کرد و در دربار قوبیلای‌خان اقامت گزید. سفرهای او به آسیای میانه، داستان‌های شگفت‌انگیزی از ملاقات با قوبیلای‌خان، نوه چنگیزخان، به همراه داشت. پس از بازگشت به اروپا و در زمان اسارت، او به روایت خاطراتش پرداخت که بعدها به عنوان سفرنامه‌ای معروف منتشر شد.

نگارش مارکوپولو به گونه‌ای است که افسانه‌ها، تاریخ و آداب و رسوم ملل را ترکیب کرده است. او به شیوه‌ای نوین برای توصیف احوالات و جزئیات زندگی مردم تاکید داشت. به طور جالب توجه، او سفرنامه‌اش را در حبس نوشته است. پس از سه سال از بازگشت به ایتالیا، او در جنوا به اسارت درآمد و داستان سفرهایش را برای هم‌بندش نقل کرد که او آن را نوشت.

سفرنامه مارکوپولو پر از مشاهدات و توصیف مکان‌های شگفت‌انگیز، آداب و رسوم، منابع طبیعی و سیاست‌های اجتماعی کشورهاست. این آثار او ارتباطی عمیق با دنیای تجارت و بازرگانی داشت. مارکوپولو به عنوان یک بازرگان ثروتمند، اهمیت بیان روایات را به خوبی درک می‌کرد.

در سفرنامه‌اش، او از سفر به ایران و عبور از مناطق کرمان و تنگه هرمز سخن می‌گوید؛ مناطقی که در زمان ایلخانان مغول یکی از مراکز کلیدی سیاسی و اقتصادی بودند. او از ایران به عنوان کشوری بزرگ و باستانی یاد می‌کند که متأسفانه توسط تاتارها ویران شده است. جزیره هرمز را هم به عنوان نقطه‌ای کلیدی در تجارت دریایی و مرکز تبادل کالا معرفی می‌کند.

تاریخ نشان می‌دهد که هرمز بعدها به تصرف پرتغالی‌ها درآمد و در دوران صفویه مجدداً به دست ایرانیان افتاد. توجه مارکوپولو به جزیره هرمز، دریچه‌ای به شناخت تاریخ و تمدن خلیج فارس و ایران می‌گشاید.در انتهای جلگه‌ای از جاده‌ای به طول بیست میل، خطر وجود راهزنان سفرها را با چالش مواجه کرده است. پس از عبور از این سراشیبی، travelers به دشتی دیدنی به نام هرمز وارد می‌شوند، که با جوی‌های پرآب و پرندگانی همچون کبک و طوطی زیبایی‌اش را دوچندان کرده است. در نزدیکی ساحل، جزیره هرمز قرار دارد که محلی برای بازرگانان هندی است که کالاهای ارزشمندی مانند ادویه، دارو، مروارید و پارچه‌های زربفت را به این منطقه می‌آورند و در بازار این شهر به فروش می‌رسانند. هرمز به عنوان یک مرکز تجاری بزرگ به شمار می‌رود و با دژی محاصره شده است که به آن اهمیت فراوانی می‌بخشد. رکن‌الدین احمد، حاکم این منطقه، با وجود اختیارات مغتنم، خود را تابع سلطان کرمان می‌داند. وی در مواقعی که بازرگانی در قلمرو او فوت کند، همه اموال او را به خزانه انتقال می‌دهد.

مردم این ناحیه در فصل تابستان به دلیل گرمای شدید، به باغ‌ها و سواحل پناه می‌برند و برخی نیز در کنار رودخانه‌های خنک کلبه‌هایی می‌سازند که با برگ پوشانده می‌شود تا از شدت گرما در امان بمانند. در بازه زمانی بین ساعت نه صبح تا دوازده ظهر، به خاطر وزش باد گرم، مردم به ناچار در این کلبه‌ها پناه می‌گیرند؛ چرا که این باد می‌تواند خطرناک باشد.

اخیراً فرمانروای مرکز از پرداخت مالیات به پادشاه کرمان سر باز زده و این موضوع موجب خشم پادشاه شده است. او ارتشی متشکل از ۶۰۰ سوار و ۵۰۰ پیاده‌نظام را به این سمت ارسال می‌کند، اما به دلیل ناآشنایی با مسیر، نیروها در نزدیکی هرمز جاگیر می‌شوند. به محض حرکت در صبح روز بعد، با وزش باد گرم مواجه شده و تمام سربازان جان خود را از دست می‌دهند. این حادثه جانگداز به پادشاه اطلاع داده می‌شود و هنگام دفن اجساد مشخص می‌شود که به دلیل شدت گرما، گوشت‌ها به سرعت از استخوان‌ها جدا می‌شوند.

کشتی‌های ساخته شده در هرمز به لحاظ کیفیت بسیار پایین محسوب می‌شوند و سفر با آن‌ها پرخطر است. سازندگان در فرآیند ساخت از میخ استفاده نمی‌کنند و به جای آن، بخش‌های چوبی را به هم متصل می‌کنند. برای حفاظت از ته کشتی، از روغن مایع استفاده کرده و درزها را با تفاله‌های گیاهی می‌پوشانند. این کشتی‌ها تنها یک دکل و یک عرشه دارند و لنگر آن‌ها نیز به دلیل عدم استفاده از آهن، در شرایط طوفانی کاربردی ندارد.

ساکنان این منطقه مسلمان و با رنگدانه سیاه هستند. آن‌ها در ماه نوامبر گندم و برنج می‌کارند و در ماه مارس برداشت می‌کنند. غذای اصلی آنها شامل خرما و ماهی شور بوده و کمتر نان و گوشت مصرف می‌کنند. به جز مناطق مرطوب، در سایر نواحی علفی نمی‌روید. در مراسم سوگواری برای افراد محترم، به مدت چهار هفته عزاداری برگزار می‌شود.**دنیای تجارت و فرهنگ در سفرنامه مارکوپولو**

پس از ترک هرمز، سفر مارکوپولو به سرزمینی سبز و سرشار از محصولات متنوع ادامه می‌یابد. این منطقه که خانه‌ی انواع پرندگان، از جمله کبک‌هاست، از نظر کشاورزی غنی است، اما کیفیت نان‌های تهیه شده از گندم بومی چندان مطلوب نیست به دلیل تلخی آب‌های محلی. در کنار آن، منابع آب گرم معدنی نیز در این نواحی به چشم می‌خورد که عمدتاً برای درمان بیماری‌های پوستی موثر هستند. خرما و میوه‌های گوناگون نیز از دیگر منابع غنی این سرزمین به شمار می‌روند.

پس از بازگشت از سفرهای طولانی و آشنایی با فرهنگ‌های متنوع، مارکو، نیکولو و مافئو، به دشواری در تطابق با زندگی ونیزی برخوردند. پس از تجربه‌ی زندگی در پایتخت امپراتوری مغول، آنها در تلاش بودند تا با فرهنگ خود هماهنگ شوند. داستان‌های مارکو از مشاهداتش در آسیا با وجود جذابیت بسیار، به راحتی از سوی ونیزی‌ها پذیرفته نمی‌شد و اشتباهات فرهنگی مانع درک صحیح از آنچه او روایت می‌کرد، می‌شد. اشیایی که او از سفرهایش به همراه داشت مانند پشم گاومیش تبتی یا مشک نیز نتوانستند باورپذیری داستان‌هایش را تقویت کنند.

با این وجود، مارکو در سن چهل‌ویک سالگی موفق شد تا خود را به زندگی در ونیز سازگار کند و به تجارت بپردازد. او می‌بایست یافته‌ها و مهارت‌های خود از شرق را رها کرده و با اصول بازرگانی مغرب‌زمین آشنا شود. همچنین، تغییرات در نفوذ تجاری ونیز در بنادر کلیدی نیز چالش دیگری بود که آنها باید با آن مواجه شوند.

مارکوپولو با آشنایی با فناوری‌های پیشرفته در آسیا از جمله معاملات با پول کاغذی و نوآوری‌های دیگر، توانست این تجربیات را به اروپا منتقل کند و به نوعی بین فرهنگ‌های مختلف پل بزند. آثار او نه تنها دیدگاه اروپایی‌ها را نسبت به آسیا گسترش داد بلکه تأثیرات عمیقی بر ادبیات و فرهنگ اروپا نیز گذاشت. سفرنامه مارکوپولو به عنوان یکی از مهم‌ترین متون تاریخ ادبیات اروپا شناخته می‌شود.

ماجراجویی‌های او در آسیا حدود ۲۴ سال به طول انجامید و او توانست تأثیرات فراوانی بر روابط دولت مغول با دیگر سرزمین‌ها بگذارد. پس از بازگشت به ونیز، سفرنامه‌اش منبع الهام برای تاجران و داستان‌نویسان شد و صدای سفرهایش همچنان در تاریخ می‌پیچد.

در سفرنامه‌اش به ایران، مارکو توصیف می‌کند که ایرانیان اسب‌های گران‌بهایی دارند و اینگونه توضیح می‌دهد که فروشندگان این اسب‌ها آنها را به شهرهای بندری مانند کیش و هرمز می‌برند تا به دیگر نقاط بفروشند. این سرزمین همچنین بازرگانانی دارد که از هنر و مهارت خود در بافت پارچه‌های زر و ابریشم کسب درآمد می‌کنند و منابع غنی از گندم و میوه‌ها در آن فراوان است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *