به نقل از خبرگزاری خبرآنلاین، مجله فارین پالیسی به بررسی و نقد کتاب «قاچاقچیان کتاب» نوشته چارلی انگلیش پرداخته و استراتژیهای سازمان سیا در دوران جنگ سرد را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است. این کتاب به قاچاق میلیونها جلد کتاب ممنوعه و تجهیزات چاپ به اروپای شرقی اشاره دارد، به منظور تقویت مخالفان و جنبشهای مقاومت در آن دوران.
در نقد این کتاب آمده است که در یک روز تابستانی از سال 1951، تعداد زیادی بالن در آسمان چکسلواکی پرواز کردند و میلیونها نشریه را بر سر مردم پخش کردند. این اقدام که بخشی از برنامه روانی «نسیمهای آزادی» سیا بود، تلاش داشت پیامی از امید و آزادی به مردم منتقل کند، اما این عملیات به دلیل فقدان جذابیت، شکست خورد.
پس از این تجربه ناموفق، سیا به این نتیجه رسید که کتابها میتوانند اثرگذاری بیشتری داشته باشند. طبق گفتههای انگلیش، مردم کشورهای اروپای مرکزی و شرقی تشنه ادبیات بودند و کتابهای ممنوعه احساس زنده بودن و امید را در آنها ایجاد میکرد. به عنوان مثال، آدام میخنیک، یکی از مخالفان لهستانی، کتابهای ممنوعه را به عنوان هوای تازه توصیف کرده و اهمیت آنها را در بقا و سلامت روانی در شرایط دشوار جنگ سرد بیان کرده است.
در دهه 1950، جورج میندن، یک مامور سیا، به این نکته پی برد که قاچاق کتاب میتواند موجب بیثباتی در رژیم شوروی شود. او به جای تقاضاهای آمرانه اولیه سیا، به دنبال همکاری با مخالفان بود و هدایت برنامهای به نام «برنامه کتاب سیا» را بر عهده گرفت. در این برنامه نزدیک به ۱۰ میلیون جلد کتاب و تجهیزات مربوطه به کشورهای تحت نفوذ شوروی منتقل شد.
این برنامه یکی از اندک موفقیتهای سیا در دوران ریاست بیل کیسی به حساب میآید و به گفته تیم واینر، نویسنده کتابی درباره وقایع آن زمان، از مهمترین عملیاتهای سیا در جنگ سرد است. هدف این بود که از طریق ترویج هنر و ادبیات به مقابله با کمونیسم پرداخته و تصویری از ایالات متحده به عنوان یک مرکز فرهنگی به نمایش بگذارد.کتاب «قاچاقیان کتاب» به بررسی داستانی از برنامهریزی کتابها میپردازد، بهویژه در لهستان که تأثیرات عمیقی بر جامعه داشت. با این حال، محور اصلی این اثر به نوعی از تاریخ شفاهی مقاومت زیرزمینی لهستان در دوران نا آرامی «همبستگی» میپردازد. این جنبش، که از اعتصابات وسیع در سال ۱۹۸۰ آغاز شد، با وجود حکومت نظامی و سرکوبهای متعدد، در نهایت منجر به دستیابی به دموکراسی در لهستان در دهه ۹۰ گردید.
نویسنده این کتاب، انگلیش، که سابقه سردبیری روزنامه گاردین را دارد، با اعضای باقیمانده از مقاومت لهستانی گفتگو کرده و نشان میدهد که چگونه سیا از کتابها و تجهیزات چاپ، به همراه یک شبکه قوی از روزنامهنگاران، ویراستاران و نویسندگان برای پیشبرد اهداف خود استفاده کرده است.
از جمله نشریات زیرزمینی مهم میتوان به «مازوویا ویکلی» اشاره کرد که در سال ۱۹۸۲ توسط گروهی تحت رهبری هلنا لوچزیوو تأسیس شد. این نشریه با کیفیت بالای نگارش و چاپ، به مهمترین روزنامه زیرزمینی دهه ۱۹۸۰ لهستان تبدیل شد.
در اوج فعالیتهای مازوویا ویکلی، تیراژ آن به ۸۰ هزار نسخه رسید، در حالی که تمامی مراحل تهیه و توزیع آن بهطور مخفیانه صورت میگرفت. محققان معتقدند یکی از دلایل موفقیتهای آن، عدم اعتماد پلیس به توانایی زنان در مدیریت چنین عملیاتهایی بود.
حادثهای در تابستان ۱۹۸۸ نشان میدهد که چگونه این افراد حتی در شرایط اضطراری قادر به انتشار نشریه بودند و جان خود را در این مسیر به خطر میانداختند.
نهایتاً، مذاکرات «میز گرد» در سال ۱۹۸۹ منجر به توافقاتی در زمینه انتخابات و کاهش سانسور شد. به تبع آن، همبستگی اجازه یافت نشریهای رسمی منتشر کند، و سردبیران مازوویا ویکلی فعالیتهای خود را متوقف کردند و به تأسیس روزنامهای به نام «گازتای انتخاباتی» پرداختند که ظرف مدت کوتاهی به تیراژی معادل ۴۵۰ هزار نسخه رسید و پیروزی همبستگی در نخستین انتخابات آزاد لهستان در سال ۱۹۸۹ را رقم زد.
«قاچاقیان کتاب» فراتر از یک روایت تاریخی، اثری تأثیرگذار و عاطفی است که به زندگی و مبارزات مردم لهستان میپردازد. انگلیش با استفاده از داستانهای شخصی شاعران و روزنامهنگاران، نشان میدهد که ادبیات ممنوعه چگونه به ابزاری در مبارزه برای آزادی تبدیل شد. در میان این داستانها، شعرهای تلخ باربارا سادوسکا، شاعر و فعال محبوب، خاطرهای از پسرش که در ۱۹۸۳ توسط پلیس کشته شد، را به تصویر میکشد:
«دستانم پر از سوراخ است
از میانشان فرو میریزند
اولین گیلاسهای ریز سال
فکر نمیکنم بتوانم آنها را
برای تو بیاورم
پسرکم.»











