تماس با ما

«دو قرن سکوت» به معنای آن نیست که ایرانیان در این دوره دو قرنه کاملاً ساکت بوده‌اند/ تفسیرهای نادرست و ساده‌انگارانه‌ای از ارتباط مولانا و شمس وجود دارد.

«دو قرن سکوت» به معنای آن نیست که ایرانیان در این دوره دو قرنه کاملاً ساکت بوده‌اند/ تفسیرهای نادرست و ساده‌انگارانه‌ای از ارتباط مولانا و شمس وجود دارد.

به گزارش خبردونی، اظهارات شهرام ناظری درباره مولوی در ترکیه، واکنش‌های گسترده‌ای را در میان اهالی فرهنگ ایجاد کرده است. در این راستا، طاهره طهرانی در گفت‌وگویی با محبوبه مباشری در خبرگزاری مهر، به بررسی نظرات این پژوهشگر و استاد دانشگاه الزهرا پرداخته است. محبوبه مباشری که سال‌ها در زمینه زبان و ادبیات فارسی تدریس و مدیریت علمی کرده، دارای سمت‌هایی چون معاون آموزشی و ریاست دانشگاه الزهرا بوده است.

مباشری در این گفت‌وگو به موضوع تاریخی «ایرانشهر» اشاره کرد و گفت: «ایران در گذشته با نام ایرانشهر شناخته می‌شد. این سرزمین در تقسیم‌بندی‌های قدیمی، نقش محوری را در میان «هفت اقلیم» ایفا می‌کرد و وسعت بالایی داشت. برای نمونه، بصره و بغداد از سرزمین‌های تحت این قلمرو محسوب می‌شدند.»

او افزود که قلمروی ایران از مناطق غربی تا بخشی از عراق و از شرق تا افغانستان و تاجیکستان امتداد می‌یافت و حتی بخش‌هایی از ترکیه کنونی در این قلمرو قرار داشت. با این حال، به دلیل حملات و تغییرات سیاسی در طول تاریخ، این سرزمین‌ها به تدریج جدا شدند و به کشورهای مستقل تبدیل گشتند.

مباشری همچنین درباره اصطلاح «دو قرن سکوت» گفت: «این عبارت به این معنا نیست که ایرانیان در آن زمان خاموش بودند، بلکه زبان عربی به عنوان زبان رسمی اداری استفاده می‌شد، اما این به معنای عدم استفاده از زبان فارسی نبود. با تحولات فرهنگی، زبان فارسی دوباره جایگاه خود را بازیافت و حتی قرآن به این زبان ترجمه شد.»

وی تصریح کرد که ایرانیان در مقایسه با بسیاری از ملت‌ها از برتری برخوردارند، زیرا همچنان می‌توانند آثار ادبی بزرگ خود را بخوانند و درک کنند. او افزود که شناخت دقیق از این میراث غنی زبانی ممکن است کمتر مورد تقدیر قرار گیرد.

مباشری با اشاره به جغرافیای تاریخی ایران، به بررسی آثار شاعرانی چون مولانا، ناصر خسرو و نظامی پرداخت و گفت که زادگاه این شاعران ممکن است اکنون خارج از مرزهای ایران باشد، اما در زمان خود جزو تاروپود فرهنگی ایران بوده‌اند. به عنوان مثال، خاقانی از شروان می‌آید و با وجود ریشه‌های دینی متفاوت، آثارش به زبان فارسی نوشته شده است.

او در پایان تأکید کرد که زبان فارسی به عنوان «ساروج اجتماعی»، فرهنگ، تاریخ و عقاید مختلف را به هم متصل کرده و نقش مهمی در همبستگی فرهنگی ایفا می‌کند.### تأثیر فرهنگ اسلامی بر شعر فارسی

در ادبیات فارسی، شاعران بزرگی که آثارشان تاکنون شناسایی شده، همگی از فرهنگ اسلامی تأثیر پذیرفته‌اند. اسلام به ایران آمده و ایرانیان آن را با فرهنگ بومی خود آمیخته‌اند، به‌طوری که در اشعار بزرگانی چون ناصر خسرو، سعدی و حافظ به وضوح دیده می‌شود. وجود واژگان عربی در شعر این شاعران نه تنها طبیعی است، بلکه نشان‌دهنده ادغام اعتقادات دینی و فرهنگی آنان با زبان فارسی است. در آثار کلاسیک مانند دیوان ناصر خسرو و شاهنامه فردوسی، علاوه‌بر زبان فارسی، شاهد کاربرد واژگان عربی هستیم که نشانه‌ای از این تعامل فرهنگی است.

#### سفرهای شاعران و تاثیر بر تفکر ادبی

پرونده زندگی شاعران ما مملو از سفرهای گوناگون بوده است. ناصر خسرو برای دعوت خلافت فاطمی به یمگان در افغانستان تبعید شد و سعدی هم به سفرهای وسیع پرداخته و با آموختن در نظامیه بغداد، به زبان فارسی تسلط پیدا کرد و سبک ادبی جدیدی را معرفی کرد.

#### سعدی و زبان معیار فارسی

زبان معاصر فارسی، تأثیر زیادی از سعدی گرفته است. او با نثری روان و زیبا، به زبانی معتبر دست یافت که به الگویی برای سایر شاعران تبدیل شد. شاعران، با وجود تسلط بر زبان عربی، احساسات و اندیشه‌های خود را به زبان فارسی ابراز کردند که این امر به تداوم زبان فارسی کمک کرد.

#### داستان قطران تبریزی و چالش‌های فهم زبان

در سفرنامه ناصر خسرو، اشاره‌ای به قطران تبریزی شده که می‌گوید او فارسی را به خوبی می‌گفت، اما در درک و فهم متون فارسی دچار مشکل بود. این موضوع نشان‌دهنده چالش‌های زبان‌شناختی در تاریخ کشور ماست و قابل مقایسه با وضعیت کنونی است.

#### نسل مولوی و ارتباط با آثارش

در سال ۱۳۸۰ در سفر علمی به ترکیه، با یکی از نوادگان مولوی ملاقات کردم که حتی نمی‌توانست یک بیت از مثنوی را بخواند. این نشان‌دهنده فاصله فرهنگی و زبانی است که با گذشت زمان به وجود آمده است. مولوی به دلیل ناامنی‌ها به قونیه مهاجرت کرد و آثارش را با زبان فارسی خلق کرد.

#### برداشت‌های نادرست از اندیشه‌های مولوی

با توجه به برداشت‌های نادرست از رابطه مولوی و شمس، باید گفت که مشکلات بیشتر ناشی از عدم درک ما از مفهوم و زبان آثار اوست. مولوی به وضوح از دشواری فهم آن‌چه بیان می‌کند، گلایه دارد و بر لزوم درک عمیق‌تر تأکید می‌کند. برداشت‌های سطحی از کلام او نه تنها تحلیل‌های نادرستی ارائه می‌دهد، بلکه غنای اندیشه‌های او را تحت تأثیر قرار می‌دهد.

پیوندها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *