به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین با استناد به منبع ایبنا، ۲۹ فروردین بهعنوان روز تولد رهبر شهید ثبت شده است. اگرچه شناسنامه ایشان تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۱۸ را نشان میدهد، اما تاریخ واقعی تولدشان ۲۹ فروردین است. به همین مناسبت، بخشی از کتاب «شرح اسم» تالیف هدایت الله بهبودی در این گزارش گنجانده شده است.
آیتالله سیدعلی حسینی خامنهای، چهارمین فرزند خانواده سیدجواد، در زمان زایمان مادرش، بانو خدیجه، در دلهرهای به دنیا آمد. این مادر نگران از دو نوزاد از دست رفتهاش بود و با دلواپسی و امید منتظر زادگاه فرزند جدید بود. در تاریخ ۲۹ فروردین ۱۳۱۸ هجری شمسی، آیتالله خامنهای در مشهد مقدس و در خانهای محقر در حوالی بازار سرشور متولد شد.
این خانواده در خانهای ۷۰ متری زندگی میکردند که در نزدیکی نخستین چاپخانه مشهد قرار داشت. فضای خانه شامل یک حیاط کوچک و اتاقهای ساده بود که به شکل ابتدایی سازماندهی شده بودند. آیتالله خامنهای به جمعیت خانواده افزود و به عنوان نسل جدیدی در این خانه معرفی شد.
سیدعلی از کودکی به قرائت قرآن علاقهمند بود و استعدادش توجه مربیان مدرسه را جلب کرده بود. او به عنوان قرآنخوان در مراسمهای مختلف، از جمله هنگام استقبال آیتالله سیدابوالقاسم کاشانی، حضور داشت. پدرش نیز برای آموزش قرآن، معلمی به نام حاج رمضان را استخدام کرده بود که به آموزش سیدعلی و برادرش پرداخت. پس از چند ماه، حاج رمضان شیوه تدریس خود را به ملا عباس یکی از معتبرترین اساتید قرآن در مشهد منتقل کرد و این دو فرزند نیز تحت آموزشهای دقیقتر قرار گرفتند.در جلسهای که در مسجد گوهرشاد برگزار میشد، آداب ویژهای برای ورود و خروج حاضران در نظر گرفته شده بود. هنگام ورود، حاضران باید عبارتی چون “سلام علیکم” را بیان میکردند و برای خداحافظی نیز همین عبارت را تکرار میکردند، در حالی که هیچکس به صورت دیگر از جمله “خداحافظ” استفاده نمیکرد.
شاگردان در کنار رحلهایی که در اطراف اتاق قرار داشت، نشسته و به قرائت قرآن میپرداختند. قرآنهای موجود در این مکان فقط از نوعی خاص بودند که در بمبئی چاپ شده بودند. این قرآنها با کاغذ نازک و خط هندی، سازگاری خاصی داشتند و بسیاری از علماء به درستی آنها اشاره کردند. قرآنهای ایرانی به لحاظ دقت از اعتبار کمتری برخوردار بودند.
تمام حاضران در جلسه مشغول خواندن قرآن بودند و هر کدام مسئول نیمصفحهای از آن بودند. ملاعباس که به عنوان استاد زبدهای شناخته میشد، به عنوان شخصیت برجستهای در این زمینه مورد احترام دیگران قرار داشت. سیدعلی نیز تحت آموزشهای او قواعد تجوید را فرا گرفته بود و جزوهای از تجوید سیدمحمد عرب را برای گروهی از علاقهمندان تدریس کرد.
سیدعلی علاقه خاصی به درس تعلیمات دینی داشت و برخی از قسمتهای آن را حفظ کرده بود. او به تقلید از واعظ مشهور، محمدتقی فلسفی، تمایل داشت و به همراه مادر خود از رادیو برای شنیدن سخنرانیهای او به خانه همسایه میرفت. علی آقا با لحن ویژه فلسفی به خواندن کتاب تعلیمات دینی میپرداخت و والدین و آموزگار به او encouragement میدادند.
از سنین کودکی، علی آقا به پوشیدن قبا میپرداخت و با لباسی شبیه قبا به مدرسه میرفت. او عمامه نیز داشت، اما در تابستان از آن استفاده نمیکرد. زمستانها، عمامهای که مادرش برایش میپیچید، به سر میگذاشت. این قبا که به شکل مناسبی دوخته شده بود، از پارچههای قدیمی یا لباسهای پدر ساخته میشد. پدر نیز چندین قبا داشت که با وصلهکاری به آنها ادامه میداد و اعتقاد داشت که قبا نباید کثیف یا پاره باشد. پدر او برای لباسهای خود توجه خاصی قائل بود و معمولاً در فصل سرد از عباهایی با کیفیت استفاده میکرد که نشاندهنده پایبندی او به اصول لباس پوشیدن بود.










