تماس با ما

از حمله اسکندر تا چالش‌های کنونی؛ چه عواملی باعث شده است که تمدن ایرانی تاب‌آور باقی بماند؟

از حمله اسکندر تا چالش‌های کنونی؛ چه عواملی باعث شده است که تمدن ایرانی تاب‌آور باقی بماند؟

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، گروه روابط بین‌الملل انجمن علمی مطالعات صلح ایران در تاریخ ۲۶ فروردین ۱۴۰۵، نشستی مجازی تحت عنوان «صلح و فرهنگ؛ بنیان‌های پایداری تمدن ایران در زمان بحران» برگزار کرد. در این نشست، موسی اکرمی، استاد فلسفه، مهدی فدایی مهربان، استاد اندیشه سیاسی، جواد رنجبر درخشیلر، استاد علوم سیاسی و دکتر امیرهوشنگ میرکوشش به عنوان دبیر به ایراد سخنرانی پرداختند.

میرکوشش در ابتدای نشست تصریح کرد که تمدن ایران یکی از کهن‌ترین تمدن‌های موجود در جهان می‌باشد که در طول تاریخ مواجه با بحران‌های متعددی بوده است. او تأکید کرد که این تمدن توانسته است از طریق فرهنگ و سازوکارهای صلح‌آمیز بقای خود را حفظ کند. او همچنین افزود که در ادبیات معاصر، مفهوم صلح فراتر از فقدان خشونت و تعارض است و به عنوان یک فرآیند فرهنگی و تمدنی شناخته می‌شود.

میرکوشش به نقش فرهنگ در ایجاد صلح پایدار اشاره کرد و از شرکت‌کنندگان خواست تا در بررسی چگونگی تبدیل فرهنگ و صلح به بنیان‌های پایداری تمدنی ایران در دوران بحران، به گفتگو بپردازند. او تأکید کرد که بایستی به مطالعه اندیشه، اخلاق، ادبیات و هنر توجه ویژه داشت تا افق‌های جدیدی در مطالعات صلح و سیاستگذاری فرهنگی گشوده شود.

در ادامه، موسی اکرمی به تاب‌آوری ایرانیان اشاره کرد و گفت این ویژگی نه تنها در فلسفه بلکه در تاریخ و فرهنگ ایران نیز دیده می‌شود. او به مفهوم تاب‌آوری به عنوان توان مقابله با دشواری‌ها و تبدیل رنج به معنا پرداخته و آن را به بازآفرینی خلاق نسبت داد. اکرمی تأکید کرد که تاب‌آوری در فرهنگ ایرانی ریشه‌دار بوده و در روایت‌ها و ادبیات تاریخ ایران به وضوح مشاهده می‌شود. او به نماد ققنوس در فرهنگ ایرانی اشاره کرد که سمبل بازآفرینی و امید است.موسی اکرمی در سخنانی به پیچیدگی مفهوم تاب‌آوری و ارتباط آن با همبستگی اجتماعی و صلح‌جویی اشاره کرد. او به تاریخ ایران استناد کرد و گفت که ایرانیان در مواجهه با چالش‌ها همیشه شبکه‌های همدلی و یاری تشکیل داده‌اند. این همبستگی، ریشه‌ای فلسفی دارد که انسان را موجودی اجتماعی و وابسته به دیگری می‌داند.

اکرمی گفت که این نگرش به صلح‌طلبی پایدار منجر می‌شود که از ضعف ناشی نیست، بلکه برپایه ارزش‌های اخلاقی، خردورزی و همکاری با دیگران شکل می‌گیرد. او تأکید کرد که تاب‌آوری از دید فلسفی یک ویژگی چندبعدی است و شامل خردورزی، امید، همدلی و آشتی‌جویی می‌شود که به بقای جامعه و خلق فرهنگ و هنر کمک می‌کند.

این استاد فلسفه در ادامه به پیچیدگی تاب‌آوری از منظر فلسفی پرداخت و اشاره کرد که این مفهوم در حوزه‌های مختلفی از جمله اخلاق، تاریخ و انسان‌شناسی قابل بررسی است. او به کیفیت روح فرد و جامعه در مواجهه با بحران‌ها اشاره کرد و پرسش‌هایی درباره نگهداری اخلاق در سختی‌ها مطرح کرد.

به گفته او، تاب‌آوری اخلاقی به معنای حفظ ارزش‌ها و یافته‌های زندگی در شرایط دشوار است. همچنین تاب‌آوری تاریخی به توانایی جوامع در مقابله با بحران‌ها و بازسازی خود اشاره دارد. این بررسی نشان می‌دهد که چگونه برخی فرهنگ‌ها در معرض زوال توانسته‌اند خود را احیا کنند.

وی همچنین در مورد تاب‌آوری در باستان‌شناسی فلسفی گفت که به تطبیق‌پذیری انسان و معنابخشی به تجربیاتش مربوط می‌شود. اکرمی تأکید کرد که تاب‌آوری نه تنها به معنای تحمل شرایط سخت نیست، بلکه نیازمند فعالیت و خلاقیت برای ساختن معناست.

این استاد فلسفه در نهایت به مفهوم انفعال اشاره کرد و گفت که این حالت نقطه مقابل تاب‌آوری محسوب می‌شود و شامل تسلیم شدن در برابر شرایط دشوار است. از سوی دیگر، تاب‌آوری به معنای یک رویارویی فعال با سختی‌ها و تلاش برای ایجاد معانی جدید است، که در نهایت به توانایی جامعه برای خلق و اشاعه روایت‌های تازه وابسته است.**تاب‌آوری اجتماعی و معنای آن در فرهنگ ایرانی**

بررسی‌های اخیر در زمینه تاب‌آوری اجتماعی نشان می‌دهد که آرمان‌ها و نظام‌های ارزشی می‌توانند به رنج معنا ببخشند. این فرآیند معناسازی از طریق ادبیات، هنر، سنت‌های دینی و آداب اجتماعی قابل تحقق است.

موسی اکرمی، استاد فلسفه و دبیر هنر انجمن مطالعات صلح ایران، در این خصوص اظهار داشت که زمانی که جامعه توانایی بازگو کردن تجارب دشوار خود در قالب داستان‌های حماسه، ایثار و امید را داشته باشد، نشان از تاب‌آوری آن جامعه است. این معنابخشی به افراد در تحمل رنج یاری می‌رساند و با تقویت بندهای اجتماعی، امکان ساختن آینده‌ای بهتر را فراهم می‌کند. به گفته وی، تاب‌آوری ایرانیان باید در زمینه معناسازی فرهنگی و تاریخی بررسی شود؛ فرهنگی که در دوران‌های پرتلاطم توانسته است درس‌های مهمی را در حکمت، شعر و اخلاق فردی و اجتماعی بیاموزد.

اکرمی به اهمیت ادبیات کهن ایرانی، از جمله شاهنامه، اشاره کرد و افزود که این اثر گنجینه‌ای از الگوهای تاب‌آوری است. وی توضیح داد که مفاهیمی مانند “فر” و “بخت” در فرهنگ ایرانی نقش کلیدی دارند و به تاب‌آوری معنی و اهمیت ویژه‌ای می‌دهند. “فر” به معنای پیوند میان یک شهریار و جامعه‌اش در زمان‌های سخت تعبیر می‌شود و نشان‌دهنده تلاش برای بازگرداندن نظم کیهانی است.

وی همچنین به مفهوم “اشه” در دین زرتشتی اشاره کرد و آن را نوعی تاب‌آوری معطوف به آینده دانست. اکرمی خاطرنشان کرد که “داد” و “دادگری” در ایران باستان از اهمیت ویژه‌ای برخوردارند و توانایی جامعه را برای مقابله با ستم و آشوب تقویت می‌کنند.

اکرمی در پایان با تأکید بر نقش فرهنگ و ادبیات در ساخت تاب‌آوری اجتماعی، یادآور شد که شعر فارسی از زمان فردوسی تا حافظ، بازتاب‌دهنده زیبایی‌شناسی رنج و تاب‌آوری است. وی به ارتباط عمیق تاب‌آوری و همبستگی اجتماعی اشاره کرد و تصریح کرد که احساس هم‌سرنوشتی و کرامت انسانی در فرهنگ ایرانی بسیار ارزشمند است. در عصر فناوری و ارتباطات، تاب‌آوری و امید به آینده نیازمند همبستگی و همکاری بیش از پیش است.به گزارش خبرنگار ما، در نشست اخیر با حضور استادان فلسفه و اندیشه سیاسی، موضوع تاب‌آوری ایرانی و اهمیت انتقال آن به نسل‌های آینده به بحث گذاشته شد. استاد فلسفه و دبیر هنر انجمن مطالعات صلح ایران در این زمینه اظهار داشت: «برای انتقال این تاب‌آوری که به نوعی میراث ماست، نیاز به ابزارها و نهادهای آموزشی و اجتماعی داریم.» وی با تأکید بر اینکه تاب‌آوری باید به‌عنوان شیوه‌ای برای زندگی و بودن در نظر گرفته شود، خاطرنشان کرد که این مفهوم در عمق هویت ایرانی ریشه دارد و نشان‌دهنده سازگاری و حفظ کرامت انسانی در شرایط دشوار است.

موسی اکرمی در ادامه به تأثیر ادبیات و شعر بر این تاب‌آوری اشاره کرد و گفت: «میراث ما شامل تاریخ، شعر و حکمت عملی است که نشانه‌هایی از تاب‌آوری در خود دارد.» وی اضافه کرد: «انتقال این میراث به نسل‌های آینده بر عهده همه ماست.»

در بخشی از جلسه، دبیر نشست پرسشی را مطرح کرد که به بحران‌ها و تأثیر آنها بر فرهنگ ایرانی مربوط می‌شد. مهدی فدایی مهربان، استاد اندیشه سیاسی، درباره تأثیر بحران‌ها بر انسجام فرهنگی گفت: «عوامل عشق و نزاع در فرهنگ‌های مختلف از مبانی حرکت هستی هستند.» وی با تأکید بر فلسفه سهروردی و دوگانگی مهر و کین، توضیح داد که این موارد در ساختار فرهنگ ایرانی معانی خاصی دارند و انسان در تعامل با این عناصر قرار دارد.

فدایی مهربان با اشاره به اینکه عناصر اهورایی و اهریمنی در این دوگانگی وجود دارد، افزود: «توانایی انسانی در برخورد با این دوگانگی زمینه‌ساز تاب‌آوری فرهنگی است.» تحلیل این ابعاد در فرهنگ ایرانی، به‌ویژه در دوران‌های مختلف تاریخی، از اصلی‌ترین چالش‌های این نشست بود.در تحلیل مسائل انسانی، تباین میان مهر و کین مشهود است، موضوعی که در کیش و مهر ایرانی نیز به آن پرداخته شده است. در این فرهنگ، تضاد عشق و نزاع به‌عنوان محرکی برای حرکت اجتماعی در نظر گرفته می‌شود. علامه طباطبایی در اشعار خود به این مقوله اشاره می‌کند و می‌گوید که پرستش در کیش مهر به مستی و شور مرتبط است.

مهدی فدایی مهربان اظهار کرد که این دوگانه مهر و کین نه‌تنها در فرهنگ ایرانی ریشه دارد، بلکه در فلسفه یونان نیز وجود دارد. او به امپدوکلس، فیلسوف یونانی، اشاره می‌کند که به مشابهت‌های این دو عنصر پرداخته است. فدایی توضیح می‌دهد که این درک سیاسی ناشی از دیالکتیک مهر و کین تجلی می‌یابد و با سیاست‌های قدرت‌محور که از زمان ماکیاولی به بعد مطرح شده، متفاوت است.

فدایی همچنین به مفهوم سیاست وحدت و انسجام اشاره می‌کند و آن را در تقابل با رویکردهای مدرن قدرت‌محور می‌داند. او تأکید کرد که در جنگ‌های کنونی دو نگاه تمدنی به‌روشنی قابل مشاهده است و این بازگشت به الگوهای کهن، نمایانگر تاریخ فرهنگی دو طرف است. ایران به‌دنبال انسجام و صلح است، در حالی که رویکرد مخالف، معطوف به اعمال قدرت و تقسیم نیروها است.

وی بیان کرد که مفهوم تفرقه به‌عنوان یک ابزار قدرت در دیدگاه مدرن، به نوعی به درک قدرت بر اساس ضعف دیگران مرتبط می‌شود. مقامات سیاسی، به‌خصوص ترامپ، تهدیدهای خود را در راستای این قدرت نمایی‌ها بیان می‌کنند. این مسئله نشان می‌دهد که آیا هستی را بر مبنای وحدت و هارمونی یا تفرق و نزاع می‌نگریم.

فدایی در ادامه تأکید کرد که امپدوکلس نه‌تنها فلسفه را در نظر داشته، بلکه بینش اجتماعی قابل توجهی نیز داشت. وی در آکروگاس، یکی از شهرهای یونانی‌نشین، شهرتی به‌عنوان یک قدیس و درمانگر داشت. امپدوکلس تلاش کرد تا نظم حاکم بر شهر را تغییر دهد، اما در نهایت ترجیح داد از قدرت کنار برود و مردم را به سمت یک نظام دموکراتیک سوق دهد.**تحلیل علمی درباره عشق و فرهنگ ایرانی**

در یک نشست علمی، مهدی فدایی مهربان به بررسی مفهوم عشق و مهر در فرهنگ ایرانی پرداخت و تصریح کرد که این دو عنصر، نقش کلیدی در وحدت بشری دارند. او با استناد به متون اساطیری هندی و ایرانی، تاکید کرد که عشق به عنوان یک نیروی وحدت‌بخش در تمامی تمدن‌ها حاضر است و از جمله در ادبیات ایران، از جمله نظرات ابن‌سینا و ملاصدرا، به عنوان عاملی که نظم و حرکت آفرین هستی تلقی می‌شود، شناخته می‌شود.

وی افزود که در ادبیات ایرانی، عشق محور اصلی هستی توصیف می‌شود و هماهنگی در جهان به واسطه این عنصر است. در سمت مقابل، کین به عنوان عاملی در ایجاد تفرقه معرفی شده و در کیش‌های گنوستیک نیز به این دو مفهوم اشاره شده است. فدایی مهربان ادامه داد که نیروهای الهی بر پایه هارمونی عمل می‌کنند، در حالی که نیروهای اهریمنی موجب آشوب و بی‌نظمی می‌شوند.

در بخش دیگری از نشست، جواد رنجبر درخشیلر، استاد علوم سیاسی، با اشاره به عنوان نشست “صلح و فرهنگ؛ بنیان‌های پایداری تمدن ایران در زمان بحران”، تاکید کرد که فرهنگ ایران اساس هویت ملت ایرانی است. او به سه هزار سال پیش و اندیشه‌های زرتشتی اشاره کرد و گفت که فرهنگ به عنوان یک عنصر شکل‌دهنده، در این راهنمایی نقش کلیدی دارد.

رنجبر در ادامه به این نکته پرداخت که در مقایسه با ملل دیگر، مثلاً اساس صهیونیسم و آمریکا، فرهنگ ایران یک عنصر بنیادی و عمیق به شمار می‌آید. به اعتقاد وی، مفهوم‌های داد، خرد و صلح در کنار هم، سه رکن اساسی فرهنگ ایرانی هستند که ضرورت دارند برای شناخت هویت ایران توضیح داده شوند.**پایداری فرهنگ ایرانی: تحولات تاریخی و چالش‌های نظامی**

فرهنگ ایرانی در طول تاریخ همواره استوار باقی مانده است و هیچ حادثه‌ای نتوانسته است هسته اصلی آن را تحت تأثیر قرار دهد. حتی در زمان‌هایی که دولتی به عنوان دولت ایران وجود نداشت، این فرهنگ همچنان پابرجا بود.

استاد علوم سیاسی اظهار داشت که جمله معروف «همه عالم تن است و ایران دل» بیانگر آن است که ایران به معنای سیاسی، همواره مانند دوره‌های گذشته و حتی امروز به یک شکل مشخص نداشته است. او تأکید کرد که بنیاد ایران بر فرهنگ استوار است و این فرهنگ هرگز به طور کامل از بین نرفته، به همین دلیل ایران به عنوان یکی از پایدارترین و قدیمی‌ترین کشورهای جهان شناخته می‌شود. نیاکان ما با آگاهی از تحولات و تداوم‌ها در دل این فرهنگ زندگی می‌کردند و ارتباطی عمیق با سنت‌های خود داشتند. از دوران قاجار به بعد، ایرانیان به شکلی عمیق در دل سنت‌ها زندگی کردند و به نسل‌های آینده این میراث را منتقل کردند.

به گفته جواد رنجبر درخشیلر، یکی از مفاهیم کلیدی فهم سنتی پایداری ایرانی، «تقدیر» است. در شاهنامه فردوسی، این مفهوم به عنوان یکی از بنیان‌های خرد زمانه مطرح شده است. ویژگی‌های این خرد سنتی به حفظ پایداری ایران کمک کرده است. او اشاره کرد که ایران سه بحران بزرگ شامل حمله اسکندر، حمله عرب و حمله مغول را پشت سر گذاشته و از هر یک با کمک خرد سنتی و زبان فارسی عبور کرده است.

او نمونه‌ای از توانایی‌های نیاکان را در اثر “جهانگشای جوینی” مطرح کرد، جایی که نیاکان ما با آگاهی از زمان مناسب برای صحبت یا مبارزه، از خرد سنتی خود بهره می‌بردند. او با اشاره به مواجهه ایرانیان با چالش‌های مختلف، بیان داشت که فهم ما از اسلام فراتر از درک عرب‌ها بوده و ما به تأسیس قواعد زبان عربی پرداخته‌ایم.

رنجبر درخشیلر افزود که این خرد و زبان سنتی تا دوره صفویه کارایی خود را حفظ کرده، اما در این دوره دگرگونی‌هایی به وجود آمد. او جنگ چالدران و سپس جنگ‌های ایران و روس را به عنوان نقاط ضعف در این خرد سنتی معرفی کرد.

وی تصریح کرد که در این نبردها، تفاوت سلاح‌ها و تکنولوژی نظامی بر روند موفقیت‌ها تأثیر گذاشت. او به محدودیت‌های ایران در برابر سلاح‌های مدرن دشمن اشاره کرد و خاطرنشان کرد که این وضعیت بر تفکر پایداری ایرانی تأثیرات عمیقی داشت. در نتیجه، احساس ناامنی در برابر تهدیدات خارجی به وجود آمد.

استاد علوم سیاسی تأکید کرد که این ناامیدی‌ها از جنگ چالدران و جنگ‌های ایران و روس ناشی شد و به اختلال در روح ایرانی انجامید. او با ارجاع به فلسفه هگل بیان کرد که از این دوران به بعد، روح ایرانی به نوعی خدشه‌ناک شده است.در بررسی تاریخ جنگ‌های ایران و روس، به مسئله‌ای بنیادین اشاره شده است که به نوعی روح فرهنگی و تمدنی ما را تحت تأثیر قرار داده است. این درگیری‌ها در واقع نشانه‌ای از ناتوانی ما در درک و مقابله با طرف مقابل، یعنی غرب به شمار می‌رود. جواد رنجبر درخشیلر، کارشناس علوم سیاسی، در نشست اخیر به جنبه‌های متعددی از این مسئله پرداخت و بیان کرد که ما به رغم فهم عمیق از فرهنگ‌های مختلف، در برابر غرب جدید و موانع فرهنگی ناشی از آن، با چالش‌هایی جدی مواجه هستیم.

وی در ادامه تصریح کرد که تاریخ، نشان‌دهنده رویارویی ما با قسمت‌هایی از غرب است که به لحاظ فرهنگی فاقد عمق بودند. اما اکنون با وضعیتی مواجه شده‌ایم که به عقیده او، می‌توان آن را به عنوان مواجهه با “وحشی‌ترین و بی‌تمدن‌ترین بخش غرب” تعبیر کرد. او می‌گوید که تحقیر تاریخی ما در جنگ‌های گذشته، تأثیرات عمیقی بر روان‌شناسی ملی ما دارد و تاکنون روس‌ها هرگز به تهدید جدی تمدن ایرانی نپرداخته‌اند، در حالی که انگلیسی‌ها از طرف دیگر، با ترفندهای خود تحقیر فرهنگی را به ما تحمیل کرده‌اند.

درخشیلر همچنین بر لزوم ایجاد “خرد و زبان جدید” تأکید کرد و گفت که برای عبور از این بحران، نیازمند تحول در تفکر و گفت‌وگو هستیم. او خاطرنشان ساخت که تاریخ نشان می‌دهد که پایداری جامعه ما به وضعیت شاهان آن بستگی دارد. در مواقعی که شاهان ضعیف بودند، کشور با مشکلات جدی مواجه شد. تاریخ، دوره‌هایی را به تصویر می‌کشد که در آن شاهان قدرتمند نظیر کورش و انوشیروان به شکوفایی کشور کمک کردند.

در نهایت، رنجبر درخشیلر به تحلیل جامعه‌شناختی از وضعیت کنونی اشاره کرد و گفت که هرچند ابعاد اجتماعی جامعه مورد بررسی قرار می‌گیرد، اما همواره باید به وضعیت رهبری کشور و نقاط ضعف و قوت آن توجه داشته باشیم.### اهمیت تاریخ و وحدت ملی در گفت‌وگو با جواد رنجبر درخشیلر

در تازه‌ترین اظهارات خود، جواد رنجبر درخشیلر بر اهمیت شخصیت محمدرضا شاه در یکپارچگی و پایداری ملی تأکید کرد. او بیان کرد که نقش برخی افراد کلیدی در حفظ انسجام کشور حیاتی است و در غیاب آن‌ها، خطر گسست از میان می‌رود. وی گفت که در طول تاریخ، ملت ایران با وجود چالش‌ها و ناملایمات، همواره در صحنه حضور داشته و بخش عمده‌ای از پایداری فرهنگی ایران را حفظ کرده‌اند.

رنجبر درخشیلر همچنین به تقسیم‌بندی‌ها و تفکیک‌های قومی و نژادی اشاره کرد و گفت که این عوامل می‌توانند خطراتی جدی برای انسجام ملی ایجاد کنند. او خاطرنشان کرد که تقسیم تاریخ به دوره‌های مختلف نه تنها تبادل فرهنگی را محدود می‌کند بلکه به پایداری و یکپارچگی آسیب می‌زند. برای حفظ وحدت ملی، به گفته وی، نیاز است که زبان و فهم جدیدی از تاریخ و هویت ایرانی شکل گیرد.

این استاد علوم سیاسی در بخش دیگری از اظهاراتش بر یکسان بودن همه ایرانیان تأکید کرد و گفت که تفاوت‌های جغرافیایی و فرهنگی نباید موجب تفکیک و جدایی شود. وی افزود که همه آحاد مردم از روستاییان تا پژوهشگران، به یک اندازه در پایداری فرهنگ و هویت ایرانی سهیم هستند.

به پایان‌بردن گفت‌وگو، وی بر اهمیت روایت‌ها تأکید کرد و گفت که ما باید روایت‌های تاریخی را که به نفع ماست، حفظ و ترویج کنیم. او به روایت معروف نجات یهودیان از سوی کورش بزرگ اشاره کرد و بیان نمود که این روایت به‌طرز ناخوشایندی مصادره شده و مورد سوءاستفاده قرار گرفته است. رنجبر درخشیلر تأکید کرد که باید برای به دست آوردن روایت‌های جدید و حقیقی تلاش کنیم تا بتوانیم از آن‌ها در برابر دشمنی‌ها دفاع کنیم.در یک نشست علمی، امیرهوشنگ میرکوشش به بحث درباره چالش‌های هویتی ایران و ناتوانی در ساخت روایت‌های جدید پرداخت. وی با اشاره به سخنان رنجبر درخشیلر، سوالی اساسی مطرح کرد: در حالی که خرد سنتی تا زمان صفویه عامل پایداری تمدنی بود، چرا پس از جنگ‌هایی مثل چالدران و ایران و روس، این پایداری از میان رفت و ضرورت ایجاد خرد جدید احساس شد؟ وی تأکید کرد که بحران اصلی ممکن است ناشی از عدم توانایی در تولید روایت نوین باشد و از درخشیلر خواست تا موانع سنتی و فرهنگی را که مانع از شکل‌گیری یک خرد فرهنگی مدرن در ایران شده است، توضیح دهد.

موسی اکرمی در پاسخ به این پرسش گفت که تاب‌آوری ایرانیان بیشتر ناشی از نهادهای سیاسی یا اقتصادی نبوده، بلکه به عوامل عمیق‌تری وابسته است. او به چهار سازوکار کلیدی اشاره کرد که تاب‌آوری فرهنگی را در ایران تقویت کرده‌اند.

وی نخست بر مفهوم پیوستگی و تداوم در جهان‌بینی ایرانیان تأکید کرد و گفت که این مفاهیم قرن‌ها در اسطوره‌ها و متون دینی وجود داشته و می‌توانند به عنوان عوامل اصلی در تاب‌آوری تاریخی ایرانیان مطرح شوند.

اکرمی همچنین به نقش فرهنگ در حفظ هویت ایرانیان علی‌رغم تغییرات سیاسی اشاره کرد و یادآور شد که فرهنگ همواره توانسته است فقدان قدرت سیاسی را پر کند. به عنوان مثال، پس از حمله مغول یا سقوط صفویه، فرهنگ با تداوم شعر و زبان توانسته است که این خلأ را جبران کند.

علاوه بر این، او بر اهمیت زبان پارسی و توانایی آن در جذب و انطباق با تغییرات مختلف تأکید کرد. به گفته اکرمی، زبان پارسی نه‌تنها خود را بازسازی کرده است، بلکه هویت ایرانی را نیز حفظ کرده است.

وی در ادامه به معنویت ترکیبی و نرم در ایران اشاره کرد و آن را به نوعی پیوند میان عقل و عشق نسبت داد که به ایران این امکان را می‌دهد تا تضادها را مدیریت کند و از رنج به آشتی برسد.

اکرمی همچنین نهاد خانواده و حافظه محلی را به عنوان دیگر موارد مهم در این تاب‌آوری فرهنگی مورد بررسی قرار داد و بر تأثیر آن‌ها در حفظ هویت و سنت‌های ایرانی تأکید کرد.در جامعه ما، پیوندهای اجتماعی از دیرباز وجود داشته و به شکل‌های مختلفی نظیر بازار، خانقاه و مسجد برقرار شده‌اند. این ساختارها به حفظ نظامی از روابط انسانی که علی‌رغم کوچکی، با ثبات و گسترده هستند، کمک کرده‌اند. نوعی خرد تاریخی نیز در این روند دخیل بوده که بر ادغام تمدن‌های مختلف در فرهنگ ایرانی تأکید دارد. از جمله می‌توان به اعراب و مغول‌ها اشاره کرد که در طول تاریخ به شکل مؤثری در فرهنگ ما گنجانده شده‌اند. ایرانیان با جذب عناصر بیگانه، پیوستگی را در دل تغییرات حفظ کرده و انعطاف تمدنی خود را ادامه داده‌اند.

موسی اکرمی در ادامه به اسطوره خرد و عدالت اشاره کرد و گفت که این موارد در روان جمعی ایرانیان همواره وجود داشته است. حتی در مواقعی که ایرانیان در میدان نبرد پیروز نبوده‌اند، در برابر بی‌عدالتی ایستادگی کرده و به لحاظ اخلاقی پیروز بوده‌اند. این وضعیت به وجود آمدن نوعی وجدان جمعی و حافظه اخلاقی خاص ایرانیان منجر شده است، که موضوعات ایستادگی و مقاومت را در طول تاریخ تقویت کرده است.

وی افزود که شعر به عنوان یک حافظه جمعی نقش بسزایی در تاب‌آوری ذهنی و روانی ایرانیان ایفا می‌کند. او گفت که شعر ایرانی نه تنها یک ادبیات است، بلکه به نوعی مکانیسم روان‌درمانی جمعی تبدیل شده است. از قرن‌ها پیش، اشعار ایرانی به عنوان وسیله‌ای برای تسکین و اعتراض نمادین به بیان احساسات و تجربیات تلخ پرداخته‌اند. ایرانیان با استفاده از شعر، توانسته‌اند شکست را به رمز، رنج را به نغمه و نومیدی را به حکمت تبدیل کنند.

اکرمی همچنین به آرمان‌های عدالت و میانه‌روی در فرهنگ ایرانی اشاره کرد و گفت که گرایش به اعتدال و تعادل همیشه در تاریخ ایران وجود داشته است. این ویژگی باعث شده که جامعه ایرانی به جای گیر افتادن در چرخه‌های انتقام، به بازسازی و سازش معنوی روی آورد.

او در پایان تأکید کرد که ایران برای ایرانیان فقط یک جغرافیا نیست، بلکه ذخیره‌ای از معنا و ارزش‌هاست. به گفته وی، این سازوکار تاب‌آوری ایرانی نهادینه شده و در زمان‌های بحران، روح ایرانی توانسته است خود را از طریق هنر، زبان و آیین‌های جدید بازسازی کند.

در ادامه، امیرهوشنگ میرکوشش در زمینه الگوهای مهر و کین پرسشی را مطرح کرد و نسبت به چگونگی ارتباط این الگوها با کنش‌های اجتماعی و گسست‌های فرهنگی در جامعه تأمل کرد. او از سازوکارهایی گفت که موجب شده یک تمدن منطق مهر و وحدت را در برابر منطق قدرت و تفرقه حفظ کند.### دو تمدن در حال رویارویی

فدایی مهربان در گفتگویی در پاسخ به سوالات پیرامون کهن‌الگوهای مهر و کین عنوان کرد که این کهن‌الگوها چگونه از سطح اسطوره به الگوهای اجتماعی منتقل می‌شوند و تاثیراتشان را بر جای می‌گذارند. به نقل از او، این تاثیرات عمدتاً ناشی از عرصه ناخودآگاه انسان‌ها در تمدن‌های مختلف است.

وی در ادامه براساس شرایط کنونی جنگ تاکید کرد که ایران در حال رویارویی با تمدن‌های غربی، از جمله آمریکا و اسرائیل است. دکتر درخشیلر در اینجا اشارات جالبی داشت و گفت که ما در حال مبارزه با بدترین شکل تمدن غربی هستیم. فدایی خاطرنشان کرد که دشمن ایران را نه تنها تهدید به نابودی می‌کند بلکه از لحاظ فرهنگی هم به نوعی هویت ایرانیان را زیر سوال می‌برد.

این اندیشمند به نقش تصویرسازی‌های رسانه‌ای در تحولات جاری اشاره کرد و گفت که به رغم تمامی تبلیغات منفی، تصویر ایران در این جنگ به طور قابل توجهی ارتقاء یافته است. او گفت که خارجی‌ها هنوز با تصورات نادرستی از زندگی در ایران مواجه هستند و این تصور که ایرانیان در شرایط ابتدایی زندگی می‌کنند، در فضای رسانه‌ای به چالش کشیده شده است.

فدایی مهربان همچنین قدرت و استعداد ایرانی‌ها را در عرصه دیپلماسی مورد بررسی قرار داد و اظهار داشت که نمایندگان ایران در مذاکرات از تحصیلات عالی برخوردارند، در حالی که طرف مقابل در برخی موارد چهره‌های ناپخته‌ای را معرفی می‌کند.

او بیان داشت که تمدن ایرانی در تقابل با تمدن آمریکایی قرار گرفته، اگرچه نحوه تحلیل این تمدن‌ها و ویژگی‌هایشان مختلف است. فدایی بر وحدت و هارمونی ایرانی‌ها در شرایط کنونی تاکید کرد و گفت که مردم ایران همگی در راستای تقویت این وحدت فعالیت می‌کنند.

وی گفت که ماهیت فرهنگ ایرانی ایده‌ای از همکاری و ارتباطات مثبت را در جهان مخابره می‌کند، در حالی که رویکرد طرف غربی بیشتر در پی محاسبات منفعت است. فدایی به توصیف هایدگر از عقل ابزاری اشاره کرد و گفت که این نگرش به نوعی بر روابط بین ملت‌ها تاثیر می‌گذارد.

در پایان، فدایی مهربان بر وحدت و ارتباطات عمیق ایرانی‌ها تاکید کرد و افزود که این روحیه وحدت و هارمونی در ضمیر ناخودآگاه ایرانی‌ها نهادینه شده و در مواقع حساس تاریخی نمایان می‌شود. او همچنین به وجود خصیصه‌های انیرانی در برخی افراد اشاره کرد و ابراز داشت که با وجود این موضوع، روحیه وحدت در میان عموم مردم همچنان قوت دارد و منافع ملی مدنظر آن‌هاست.در یک نشست خبری، جواد رنجبر درخشیلر، استاد و پژوهشگر علوم سیاسی، به بررسی وضعیت فعلی کشور و چالش‌های فرهنگی آن پرداخت و بر لزوم انسجام و همبستگی در برابر تفرقه‌افکنی‌های رسانه‌های خارجی تأکید کرد. وی از جوانان خواست تا به تاریخ غنی ایران و مفاخر آن افتخار کنند و یادآور شد که ما باید به سوی آینده‌ای با تنوع و آغوشی باز پیش برویم.

رنجبر به بیان نکاتی در خصوص خیانت‌کاران پرداخت و گفت که این افراد که برخی از آنان ملیت ایرانی دارند، در واقع به منافع کشور آسیب رسانده و برای برآورده کردن خواسته‌های خود عمل می‌کنند. وی این افراد را به «کمپانی خیانت» تشبیه کرد و بر اهمیت شناخت و تقویت جنبه‌های مثبت ایرانیان واقعی تأکید داشت.

استاد علوم سیاسی افزود که وجود این دسته از افراد در جامعه باعث می‌شود که ایرانیان واقعی متوجه جایگاه اهورایی خود شوند و در مقابل بحران‌ها و چالش‌ها بایستند. وی همچنین به تحقیر خیانتکاران اشاره کرد و آن را عاملی مؤثر در تقویت هویت ملی دانست.

وی به تازگی به نقد عملکرد‌های معترضان و افرادی پرداخت که منافع خود را در خیانت به کشور پیدا کرده‌اند و گفت: «باید این افراد را تحقیر کرد، چرا که عمل آنان بر روحیه ملت تأثیر می‌گذارد.»

رنجبر در پایان یادآور شد که باید از خرد سنتی ایرانی برای پیشبرد اهداف فرهنگی و اجتماعی بهره برد و در عین حال بر لزوم تغییر و انطباق با زمانه جدید تأکید کرد.در جدیدترین تحولات فکری، از دکارت تا کانت، نظریه‌هایی شکل گرفته که به تسلط انسان بر جهان اشاره دارد. به گفته دکتر اکرمی، این ایده‌ها به نوعی ما را به تغییر جهان واداشته و موجب شده که ضرورت شناخت و عمل در برابر واقعیت‌های جدید احساس شود. در این راستا، ما با چالش‌هایی اساسی مواجه بوده‌ایم و همیشه حس تحقیر نسبت به غرب در ذهن‌مان وجود داشته است؛ نگاهی که آن‌ها را قادر به تغییر و نابودی ما می‌داند.

جواد رنجبر درخشیلر، در تحلیل اوضاع کنونی خاطرنشان کرد که در جنگ‌های اخیر به ویژه در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه اخیر، پی برده‌ایم که غرب نمی‌تواند ما را نابود کند. این جنگ‌ها موجب شده تا به توانایی‌هایمان ایمان بیاوریم و به سمت شکل‌گیری آینده‌ای بهتر حرکت کنیم.

در خاتمه، امیرهوشنگ میرکوشش با جمع‌بندی نکات مطرح شده در نشست، بر تداوم و تاب‌آوری تمدن ایران تاکید کرد و نهادهای فرهنگی را به حفظ و بازتولید میراث سنتی تشویق کرد. وی تصریح کرد که تمدنی پایدار باید رابطه‌ای معنادار بین گذشته و آینده برقرار کند. میرکوشش همچنین به این نکته پرداخت که وظیفه دانشگاه و نخبگان ایجاد تدبیری برای بازآفرینی خرد فرهنگی است تا در برابر چالش‌های امروز قرار بگیریم. این گفتگوها می‌تواند به احیای ارزش‌های انسانی و متمدنانه در ایران کمک کند. وی نهایتاً از حضور استادان برجسته و همکاران فرهنگی که این دیالوگ را غنا بخشیدند، سپاسگزاری کرد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *