به نقل از «خبردونی»، در زمان ورود اسپانیاییها به شهر تنوچتیتلان، آزتکها تحت سلطه موتِکوهزُوما شوکویوتسین، معروف به موکتزوما دوم قرار داشتند. این فرمانروای بزرگ آزتکها به حداکثر وسعت امپراتوری خود دست یافته بود. تاریخنگاران به فراوانی همسران و فرزندان او پرداختهاند؛ بهطوری که برخی ادعا کردهاند او داشته است حداقل ۱۰۰ فرزند. با این حال، تنها تعداد محدودی از آنها ثبت شدهاند، از جمله دو پسر کشته شده در جریان فتح و یک دختر که بهعنوان آخرین شاهزاده آزتک شناخته میشود: ایزابل.
**دخترِ محبوب**
اطلاعات موجود درباره زندگی ایزابل پیش از ورود استعمارگران بسیار محدود است. سال تولد او مشخص نیست و حتی مادرش هم در میان همسران متعدد موکتزوما ناشناخته مانده است. برخی منابع، سال تولد او را ۱۵۱۰ ذکر میکنند. اگر این تاریخ درست باشد، در آغاز فتح در سال ۱۵۱۹، او تنها ۹ سال داشت. دیگر منابع او را «دوشیزه» خوانده که نشاندهنده آن است که وی در سن ازدواج بوده است. برخی از نوشتهها نشان میدهند که او قبل از رسیدن موکتزوما به مقام هوی تلاتوانی متولد شده بوده و این امر ممکن است سن او را در زمان ورود کورتس بیشتر کند.
تبار ایزابل نیز همچنان مبهم است. برخی منابع، او را دختر همسر اول موکتزوما میدانند و دیگران او را حاصل یکی از همسران دوم معرفی میکنند. ازدواجهای موکتزوما بهمنظور ایجاد اتحاد با گروههای همسایه انجام میشد و بر اساس سلسله مراتب، فرزندان ممکن بود وارثان حاکمیت محسوب شوند. اگرچه موکتزوما کنیزان متعددی داشت، اما تقریباً تمامی منابع توافق دارند که ایزابل فرزند هیچیک از این پیوندهای معمول نبوده است.
برخی از روایتهای بعدی از خدمتکاران بومی دربار، ایزابل را بهعنوان «دختر محبوب» موکتزوما توصیف میکنند و او را بهعنوان بزرگترین فرزند مشروع معرفی میکنند. اما مدارکی در مورد رابطه پدر و دختر وجود ندارد. پیش از فتح، ایزابل به همسری پسر آهویتسوتل، هوی تلاتوانی پیشین، درآمده بود؛ موضوعی که نشاندهنده ارزش و اهمیت او در تحکیم جانشینی پدرش بود. در سال ۱۵۲۰ با مرگ همسرش، نخستین ازدواج از شش ازدواج او پایان یافت.ایزابل به تلاشها و ارتباطات میان دو قدرت در دوران فتوح امپراتوری آزتک اشاره دارد. او به عنوان نشانهای از حسن نیت به کورتس تقدیم شد؛ اقدامی که هدف آن نشان دادن اراده صلحآمیز بود. اطلاعات دقیقی درباره اینکه آیا ایزابل به عنوان همسر، کنیز یا گروگان به کورتس داده شد، در دست نیست. ایزابل در زمان اسارت پدرش در کاخ ماند و در زمانی که روابط بین دو طرف به تنش کشید، همراه با کورتس از شهر فرار کرد. اما او در ادامه موفق شد به قوم خود بازگردد. برخی منابع اسپانیایی نیز مدعیاند که موکتزوما در لحظات پایانی زندگیاش خواسته بود که از دخترانش محافظت شود، اما صحت این ادعاها تأیید نشده است.
موکتزوما به عنوان آخرین امپراتور واقعی آزتک شناخته میشود، اگرچه پس از او دو رهبر مشیکا در دوران فتوح جانشین او شدند که هر کدام به مدت کوتاهی حکومت کردند و در انحطاط امپراتوری قدرتی نداشتند. این دو نفر به ترتیب به ازدواج ایزابل درآمدند، که هر دو با مرگ همسرانشان به پایان رسیدند. نخستین همسرش، کویتلاهواک، پس از به سلطنت رسیدن به عنوان هوی تلاتوانی به مدت کوتاهی بر سرکار بود و در اثر بیماری درگذشت. سپس ایزابل با کوآوتِموک، پسرخالهاش، ازدواج کرد که به مدت طولانی در جنگ علیه اسپانیاییها مقاومت کرد تا سال ۱۵۲۱ که تنوچتیتلان سقوط کرد. ایزابل و کوآوتِموک تلاش کردند فرار کنند اما به دست اسپانیاییها افتادند و سرانجام او اعدام شد.
پس از سقوط تنوچتیتلان، ایزابل به دست اسپانیاییها افتاد و به نظر میرسد که آنها نوعی احترام نسبت به او و سایر اشراف بازمانده قائل بودند. با توجه به اینکه بیشتر مردان کشته یا اعدام شدند، اشراف عمدتاً زنان و کودکان بودند و تهدیدی بهشمار نمیرفتند. پژوهشگران بر این باورند که ایجاد اتحاد با اشراف باقیمانده میتواند به آرامسازی و مسیحیسازی جامعه کمک کند.
ایزابل به مدت زمانی تحت سرپرستی کورتس قرار داشت و در این زمان به مسیحیت گروید و نام جدید اسپانیاییاش را پذیرفت. در سال ۱۵۲۸، کورتس برای او ازدواجی با یک اسپانیایی ترتیب داد و همچنین یک «جهیزیه» موفق به دست آورد. این جهیزیه به او شامل یک انکومیندا بود که در قالب نظام شبهبردهداری اسپانیا به او اعطا شد و زمینهای وسیع و تعدادی از بومیان را شامل میشد. انکومندای ایزابل در تکووبا یکی از بزرگترینها در منطقه بود و نشاندهنده جایگاه او به عنوان وارث موکتزوما محسوب میشد.
سپس، زمانی که شوهر چهارمش در کمتر از یک سال درگذشت، کورتس دوباره او را تحت سرپرستی خود قرار داد.ایزابل، همسر کنراد کورتس، در سال ۱۵۲۸ به دنیا آوردن دخترش، لئونور، را تجربه کرد. این موضوع که آیا رابطه آنها کیفیت رضایتبخشی داشت یا خیر، هنوز نامشخص است. اما نکتهای که جلب توجه میکند، عدم بهرسمیت شناختن دخترش توسط ایزابل است. لئونور برای پرورش به خانوادهای اسپانیایی سپرده شد. ایزابل و همسر اسپانیایی جدیدش، که کورتس به او معرفی کرده بود، در حدود سال ۱۵۳۰ یک وارث جدید به دنیا آوردند. این رویداد به نقل از منابع مختلف با استقبال عمومی روبرو شد، اما متأسفانه این شادی به دلیل فوت شوهر پنجم ایزابل در همان سال چندان طولانی نداشت.
ایزابل همچنین در شرایطی به عنوان یک بیوه و مادر تازهوارد خود را در معرض چالشها دید. او برای محافظت از انکومیندای خود و همچنین از چالشهای قانونی که برخی افراد طمعکار در پی آن بودند، تلاش داشت. به دلیل جنسیت و بومی بودن، او نمیتوانست به طور مستقیم در دادگاه از حقوق خود دفاع کند.
بااینحال، با وجود تخت سلطنتی و مالکیت زمینهای وسیع، ایزابل به یکی از گزینههای جذاب برای مردان مجرد اسپانیایی تبدیل شد. او سپس برای بار دیگر ازدواج کرد؛ به احتمال زیاد با انتخاب خود. خوان کانو دِ سااوِدرَا در سال ۱۵۳۲ ششمین شوهر او شد. این مرد به لحاظ اجتماعی وضعیت بهتری داشت و از او به عنوان یک حامی میراث ایزابل یاد میشود. این زوج پنج فرزند داشتند و تلاش کردند اراضی متعلق به موکتزوما را به ایزابل بازگردانند، اما موفق نشدند. پس از درگذشت ایزابل در سال ۱۵۵۰، محاکم اسپانیایی او را به عنوان تنها وارث موکتزوما شناختند، اما از بازگرداندن اراضی به فرزندانش خودداری کردند.
ایزابل در وصیتنامهاش تمامی رعایای بومی انکومیندا را آزاد کرد و دستمزدهای معوقهشان را پرداخت تا شرایط زندگی مناسبتری برای آنها فراهم کند. اما بخشهایی از وصیتنامه، مانند نحوه تقسیم داراییها بین فرزندانش، به دلیل قوانین اسپانیایی غیرقابل اجرا و باطل اعلام شد.
درباره شخصیت ایزابل، باوجود ازدواجهای متعدد و چالشهای surrounding انکومیندایش، تنها توصیفهای کلی مبنی بر مهربانی و نیکوکار بودن وی در دسترس است. شوهر آخرش او را در مکاتباتشان به عنوان زنی توانمند و کاتولیک با وفاداری توصیف کرده بود. اما جزئیاتی دقیقتر از زندگی او به عنوان یک زن نجیبزاده، هم اسپانیایی و هم بومی، هنوز به طور کامل روشن نیست.### ایزابل موکتزوما و چالشهای تاریخی او
ایزابل موکتزوما در مواجهه با شرایط جدید تاریخی، توانست خود را بهخوبی با واقعیت موجود وفق دهد. این موضوع در عین اهمیت برای بقای او، انتقاداتی را نیز به همراه داشته است؛ بهطوری که برخی او را به خیانت به میراث بومیاش متهم کردهاند. ماریا کاستانیدا د لا پاز، تاریخدان اسپانیایی و پژوهشگر دانشگاه خودمختار مکزیک، در بررسی شخصیتهای تاریخساز مانند ایزابل و لا مالینچه، معتقد است که اقدامات آنها در پاسخ به شرایط زمانه آنها انجام میشد. او بیان میکند: «این زنان فرزندانی به دنیا آوردند و با برقراری پیوندهای زناشویی، اقدام به ایجاد اتحادهای سیاسی کردند تا از موقعیتهای سیاسی خود محافظت کنند و نباید آنها را خائن خواند؛ بلکه تنها از دستورات پدران یا شوهران خود تبعیت کردهاند، روالی که در تاریخ معمول بوده است.»
ایزابل موکتزوما، همانند لا مالینچه که او نیز فرزندی از کورتس به دنیا آورد، بهنوعی میانهروی میان دو فرهنگ بود. این ارتباط گرچه ممکن است ناخودآگاه بوده باشد، اما بهطرز قابل توجهی بومیان و اسپانیاییها را به هم پیوند میدهد. تغییر دین او به کاتولیک و پذیرش حاکمیت اسپانیا به عنوان وارث «هوی تلاتوانی» تأثیر زیادی بر شرایط آن زمان داشت. هدف او از این تغییر، چه نجات جان خود باشد و چه تلاش برای یافتن راهی برای بقای مردمش در برابر نیروی مستبد اسپانیا، موضوعی است که شاید هرگز بهطور دقیق قابل بررسی نباشد.
این مطلب توسط کریستن یانچاک، فارغالتحصیل ارشد مطالعات آمریکای لاتین و نیمکره و همچنین دارنده مدرک کارشناسی در زبان اسپانیایی نگاشته شده است.










