به گزارش خبرگزاری **پارس**، استاد گروه فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران، محمود جعفری دهقی، در مصاحبهای با ایسنا به اظهارات اخیر دونالد ترامپ که مدعی نابودی تمدن ایرانی است، واکنش نشان داد. او این اظهارات را غیرمنطقی و غیرممکن توصیف کرد و گفت: با شناختی که از ترامپ داریم، این نوع سخنان چندان تعجبآور نیست و به نوعی در ذهن عمومی پذیرفته شده است.
این استاد دانشگاه با استناد به شواهد تاریخی، به ویژگیهای منحصر به فرد ایران اشاره کرد و تصریح کرد که این ویژگیها از زمان تشکیل دولتها در ایران، سبب جلوگیری از نابودی آن شده است. جعفری دهقی نمونههایی تاریخی را ذکر کرد و گفت: ایران در زمان هخامنشیان تحت حمله اسکندر مقدونی قرار گرفت، اما این حمله هرگز به فروپاشی تمدن ایران نیانجامید. ایرانیان در برابر چنین هجومهای تاریخی، همواره به دفاع نظامی متوسل شده و این روند تکراری به نوعی مقاومت آمیخته با فرهنگ منجر شده است.
وی افزود: فرهنگ هخامنشی که توسط کوروش بنیانگذاری شده، شامل مفاهیمی چون تساهل و همزیستی ادیان مختلف بوده است. این رویکرد فرهنگی سبب ایجاد یک شاهنشاهی گسترده و درخشان در تاریخ شده است.
جعفری دهقی به استمرار فرهنگ ایرانی در دورههای بعدی نیز اشاره کرد و گفت: پس از فروپاشی هخامنشیان و استقرار سلوکیان، فرهنگ ایرانی همچنان در ساختار آن حکومت باقی ماند. وی همچنین به تأسیس هویت ملی و شکلگیری خط و زبان پهلوی در دوره اشکانی اشاره کرد.
او در ادامه به شکلگیری حماسه ملی ایران پرداخت و خاطرنشان کرد که در این دوره، گروههایی به صورت سیار، داستانهای قهرمانان ایرانی را روایت میکردند، که این روایات به نوعی به حفظ فرهنگ ملی کمک کرد.
جعفری دهقی تأکید کرد که علاوه بر مقاومت نظامی، یک مقاومت فرهنگی نیز همواره وجود داشته است. او به مقاومتهای اجتماعی و قیامهای ملی علیه مهاجمان اشاره کرد و افزود: در تاریخ ایران، تلاشهای زیادی برای حفظ تمدن در برابر تهدیدات نظامی صورت گرفته است.
وی در نهایت به دوره ساسانی اشاره کرد و بیان داشت که این حکومتها برای مدتهای طولانی، حتی پنج قرن نیز پابرجا بودهاند، که به تداوم فرهنگ ایرانی کمک کرده است.**تحلیل تاریخی از تمدن ایرانی در مراحل مختلف تاریخ**
در بررسی تاریخ و فرهنگ ایران، حضور تمدنهای بزرگ در کنار یکدیگر و تعاملات میان آنها از اهمیت بسزایی برخوردار است. با وجود جنگهای طولانی ایران و روم، این تمدن ایرانی نهتنها تضعیف نشد، بلکه موفق به حفظ و تقویت ظرفیتهای خود گردید.
جواد جعفری دهقی، کارشناس تاریخ، با بیان اینکه در این دوره، امپراتوری روم و شاهنشاهی ساسانی بهطور مداوم در حالت تقابل بودند، بر تداوم الگوهای قبلی همچون مقاومت نظامی و اجتماعی تأکید کرد. او به این نکته اشاره کرد که در این سالها، حتی شکستهای نظامی نیز منجر به فروپاشی فرهنگی نشد، بلکه در مواردی بر غنای تمدن ایرانی افزود.
جعفری دهقی به نمونهای اشاره کرد که شاپور ساسانی از اسیران رومی برای تأسیس یک مرکز علمی بهرهبرداری کرد که بعدها به دانشگاهی معتبر تبدیل شد. این عمل دلیلی بر آن است که شکستهای موقت نظامی نمیتواند فرهنگ و تمدن را نابود کند.
در ادامه، او به تحولات ایران پس از ورود اسلام پرداخت و بیان کرد که ایرانیان در برابر حملات عربها ایستادگی کرده و در تلاش بودند تا مانع پیشروی آنان شوند. در این دوره، گفتمان انسانی و اخلاقی اعراب، مورد استقبال برخی از ایرانیان قرار گرفت و بر برابری انسانها تأکید میکرد.
جعفری دهقی متذکر شد که با وجود فتح سیاسی ایران توسط اعراب، جوامع ایرانی به مقاومتهای اجتماعی و خیزشهای خود ادامه دادند. این ساختار فرهنگی و اجتماعی همچنان پایدار ماند و نشانههای این پویایی در تاریخ ثبت گردیده است.
رئیس بنیاد ایرانشناسی به توانمندی ایرانیان در ورود به ساختار دولتی در دوران خلافت عباسی اشاره کرد و تأکید کرد که بسیاری از وزرا و مشاوران آن دوران ایرانی بودند. این تحولات در زمینه دیوانسالاری ساسانی، که در دوران اسلامی نیز به کار گرفته شد، از جمله مهمترین دستاوردهای فرهنگی این دوره به شمار میرود.
به گفته او، نفوذ ایرانیان در ساختار قدرت نهتنها موجب حفظ فرهنگ ایرانی شد، بلکه تعامل آن با فرهنگهای جدید به شکلگیری ادبیات فارسی و گسترش عرفان ایرانی انجامید. به طور کلی، تاریخ نشان میدهد که الگوی تعامل فرهنگی و مقاومت در برابر فشارهای خارجی در تاریخ ایران همواره تکرار شده است.**حمله مغول و پیامدهای آن بر ایران**
در پی حمله مغول، بخشهای گستردهای از ایران با ویرانیهای شدیدی مواجه شد. شهرهایی مانند نیشابور و ری چندین بار تخریب شدند و خسارات سنگینی به بار آوردند. با این حال، تاریخ دوباره خود را تکرار کرد. پس از این ویرانیها، جامعه ایرانی توانست به شکلگیری مقاومتهای محلی و خیزشهای اجتماعی دست یازد و در نهایت، نخبگان ایرانی به ساختارهای قدرت مغولان راه یافتند، بهطوری که بسیاری از وزرا و مشاوران آنان از ایرانیان بودند.
به گفته رئیس انجمن ایرانشناسی، مهاجمان مغول که سابقاً دست به کشتار زده بودند، تحت تأثیر فرهنگ ایرانی قرار گرفتند و به دین اسلام گرویدند. این روند به حمایت از فرهنگ و هنر ایرانی انجامید و به شکلگیری دورهای از شکوفایی هنری منتهی شد.
**فرهنگ ایرانی در دورههای صفویه و قاجار**
این استاد دانشگاه تهران با اشاره به دوره صفویه، گفت: در این دوران، تحولات سیاسی و نظامی تازهای در ایران به وقوع پیوست. اقداماتی مثل بازپسگیری بندر گمبرون از پرتغالیها در زمان شاه عباس به تقویت اقتدار سیاسی ایران کمک کرد.
رئیس انجمن ایرانشناسی همچنین به دوره قاجار اشاره کرد و تصریح نمود که با وجود ضعفهای نظامی و فشارهای خارجی، به ویژه از جانب انگلیس و روس، شکستهای نظامی به وجود آمد اما این موضوع به معنای فروپاشی فرهنگی نبود. برعکس، همین شرایط به پیدایش نهضتهای فکری جدید کمک کرد که به انقلاب مشروطه انجامید و نشاندهنده استمرار پویایی فرهنگی و فکری در جامعه ایرانی است.
**تابآوری تمدنی ایران**
او با تأکید بر “تابآوری تمدنی” ایران، اظهار داشت که این سرزمین در طول تاریخ بارها با بحرانها و تهدیدات عظیم مواجه شده است، اما همواره توانسته خود را بازسازی کند. به گفته او، ایران به ققنوس تشبیه میشود که از خاکستر خود دوباره برمیخیزد و به حیات ادامه میدهد.
**تحدیدهای معرفی ایران به جهان**
جعفری دهقی در پاسخ به پرسش درباره موفقیت نهادهای رسمی و نخبگان در معرفی فرهنگ ایران به جهان، گفت: معرفی این میراث فرهنگی نیازمند برنامهریزی جدی و مداوم است. او اعتراف کرد که در این حوزه کاستیهایی وجود دارد و وضعیت کنونی شبیه به فردی است که ثروتی بزرگ به ارث برده، اما در بهرهبرداری از آن موفق نبوده است.
رئیس انجمن ایرانشناسی تأکید کرد که این کمکاری به معنای نابودی تمدن ایران نیست، زیرا ایرانشناسان جهانی به خوبی آگاهی دارند که ایران دارای تاریخی غنی و ریشهدار است که همچنان ادامه دارد.
او همچنین به عملکرد نهادها و نخبگان فرهنگی انتقاد کرد و گفت که معرفی ایران باید به صورت مؤثرتری انجام گیرد تا از آسیبهای احتمالی جلوگیری شود.
**ایرانشناسی فراتر از تاریخ**
جعفری دهقی در اهمیت «ایرانشناسی» بیان کرد که این حوزه تنها به مطالعه تاریخ محدود نمیشود، بلکه شامل شناخت ویژگیهای ملت و نحوه مدیریت آن نیز میشود. بدون این درک، ارائه تصویر دقیقی از ایران به جهان امکانپذیر نخواهد بود و میتواند پیامدهای ناخواستهای به دنبال داشته باشد. بنابراین، نقش رایزنان فرهنگی و نهادهای آموزشی در این زمینه بسیار حائز اهمیت است.### ضرورت بازنگری در حوزه هنری و فرهنگی ایران
رئیس انجمن ایرانشناسی با بیان ظرفیتهای ناگفته فرهنگی کشور، به نقش مهم شاهنامه فردوسی به عنوان یکی از منابع برجسته حماسی جهان اشاره کرد. او اعلام کرد که با وجود غنای داستانی و مفاهیم اخلاقی و سیاسی این اثر، استفاده از آن در حوزه سینما و هنرهای تجسمی به حداقل رسیده است. همچنین، وجود منابع وسیع در فرهنگ و ادبیات فارسی که میتواند در شناساندن ویژگیهای هویتی ایران مؤثر باشد، به خوبی مورد توجه قرار نگرفته است.
به منظور اصلاح این وضعیت، وی بر لزوم آغاز تغییرات از نظام آموزشی تأکید کرد و افزود که این اصلاحات باید از مدارس آغاز شود. به گفته وی، متون آموزشی باید بهتری به معرفی ایران و ویژگیهای تمدنی و ادبیات فارسی بپردازند، چرا که این ادبیات نماد هویت و ارزشهای این سرزمین است.
رئیس انجمن ایرانشناسی همچنین به چهرههای برجسته ادبی ایران مانند رودکی، سنایی، عطار، مولانا، فردوسی، حافظ و سعدی اشاره کرد و تصریح کرد که این گنجینه ادبی باید بیشتر در آموزشها گنجانده شود.
وی در ادامه خاطرنشان کرد که انجمن ایرانشناسی به عنوان یک نهاد علمی، پیشنهاد داده است که دروس مربوط به ایرانشناسی به عنوان دروس عمومی در مدارس و دانشگاهها به تدریس درآید. این اقدام میتواند به آشنایی دانشجویان با اصول هویت ملی و ویژگیهای تمدنی ایران کمک کند و در نتیجه شناخت ملی را تقویت نماید.
جعفری دهقی همچنین بر اهمیت حفظ پیوند جامعه با مفهوم هویت ملی تأکید کرد و گفت: الگوی تاریخی ایران همیشه در مواجهه با چالشها مؤثر بوده و حفظ این فرهنگ و تاریخ باید جزء اولویتها قرار گیرد.
رئیس انجمن ایرانشناسی در مورد تنوع افکار در جامعه گفت: اختلافنظرها بخشی طبیعی از هر جامعهای هستند، اما باید در مواجهه با تهدیدات بیرونی به همگرایی رسید. او بر این نکته تأکید کرد که این تجربیات تاریخی باید مشوقی برای سیاستگذاران باشد تا به اهمیت بیشتر حوزههای فرهنگی و ایرانشناسی توجه نمایند.
وی در پایان گفت: داشتن شناخت صحیح از ایران پیشنیازی برای اداره بهتر آن است و تحقق این هدف نیازمند همکاری همهجانبه جامعه برای ساختن آیندهای مناسب خواهد بود.










